السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

169

تحرير الوسيلة (فارسى)

و موجب هتك او نباشد و اما اگر ميت با عذر بدون آنها دفن شود مانند آنكه آب يا كفن و يا كافور نباشد و بعد از دفن پيدا شود ، جايز بودن نبش جهت تدارك آنها محل اشكال و تأمل است ، خصوصا اگر در اثر نبود آب او را تيمم بدل از غسل داده و بعد از دفن آب پيدا شود ، بلكه در اين صورت بنابر اقوا نبش قبر براى غسل جايز نيست . و اگر بدون نماز دفن شود ، براى خواندن نماز ، نبش قبر مطلقا جايز نيست . بلكه بايد بر قبر او نماز خوانده شود چنانچه گذشت . ( 1 ) و از آن جمله - در صورتى كه اثبات حقى از حقوق متوقف بر رؤيت جسد ميت باشد . ( 2 ) و از آن جمله - در صورتى كه در جائى دفن شده باشد كه موجب هتك او است مثل اينكه در چاه فاضلاب يا مزبله و يا در قبرستان كفار دفن شود . ( 3 ) و از آن جمله - جهت انتقال او به مشاهد مشرفه ، در صورتى كه ميت به انتقال بعد از دفن وصيت كرده باشد و يا آنكه به انتقال قبل از دفن وصيت نموده و ليكن در اثر معصيت يا فراموشى و يا نادانى در جاى ديگر دفن شود ، و يا آنكه اصلا وصيتى نكرده باشد . كه بنابر اقوا نبش قبر در صورت دوم ( وصيت به انتقال قبل از دفن ) جايز است و در صورت اول و سوم تأمل و اشكال است ، و در صورت دوم ( هم ) وقتى جايز است كه بدن ميت تغيير نيافته باشد و تا وقت دفن در جاى ديگر ، تغييرى كه موجب هتك ميت و اذيت مردم باشد ، پيدا نكند . ( 4 ) و از آن جمله - در صورتى كه خوف درنده يا سيل ، و يا دشمن و مانند اينها بر ميت باشد . ( 5 ) مسألهء 4 - محو آثار قبرهائى كه يقين به از بين رفتن ميت آنها باشد ، جايز است در صورتى كه محذورى نداشته باشد ، مانند آنكه ، آن آثار ملك سازنده‌اش بوده و يا زمين قبر از مباحات بوده كه ولى ميت آن را جهت قبر حيازت كرده است و مانند اينها . و اگر اين گونه آثار در قبرستانى كه وقف مسلمين است باشد ، و مورد نياز آنان ( هم ) مىباشد جواز محو آنها اولى است ، مگر قبور شهداء و صلحاء و علماء و اولاد ائمه ( عليهم السلام ) كه زيارتگاه شده‌اند ، كه قبلا گذشت . ( 6 ) مسألهء 5 - اگر ميت ، در اثر معصيت و يا بطور مشروع از قبر بيرون آورده شد و يا به هر علتى از قبر بيرون افتاد ، واجب نيست دو مرتبه در همان مكان دفن شود ، بلكه دفن در جاى ديگر هم جايز است . ( 7 ) دو امر پايانى ( 8 ) امر اول - به صبر و فراموشى واداشتن صاحبان مصيبت از مستحبات مؤكد است و